فــرج

جهت تعجــــیل در فــرج امــــام زماטּ

صــــلوات هم نہ..

【 باید ڪمے تعجـــیل کنیم در آدم شــــــــــدنماטּ...】

حرف دل

قدر آدمهایى که زود عصبی میشوند را بدانید
اینها همان لحظه داد میزنند قرمز میشوند
قلبشان درد میگیرد دستانشان میلرزد ..
ولی براى زمین زدن شما هیچ نقشه ای نمیکشند!
آنها تمام نقشه شان همان عصبانیت بوده و تمام
آنهایى که زود عصبانی میشوند آدمهایى هستند که رقیق ترین و پاک ترین وجدان را دارند...

جملات مثبت


 به جای جملات منفی روزانه ، جملاتی مثبت جایگزین کنید

 به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
 به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
 به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
 به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
 به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
 به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
 به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
 به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
 به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه
 به جای فقیر هستم؛‌بگوییم : ثروت کمی دارم
 به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم
 به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
 به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
 به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
 به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه
 به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم
 به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

خواص سوره های قرآن

این متن را نگه دارید و بخونید خیلی مواقع به دردتون میخوره


سوره جمعه برای پیدا شدن مال
سوره مجادله برای برای مهر و محبت همسرو معامله
سوره طور برای پایدار بودن و برگشت مال
سوره حجر برای برکت مال
سوره نمل برای شفا مریض و برآوردن هر حاجتی
سوره تغابن برای ادای قرض
سوره حج برای کامل شدن دین
سوره مریم برای هدایت دختران
سوره احزاب برای گشایش بخت
سوره یونس برای بچه دار شدن
سوره محمد برای اخلاق
سوره اعلی برای هدایت جوانان
سوره ن والقلم برای آسان شدن و درس خواندن
سوره مزمل برای مهر و محبت
سوره جن برای وسوسه
سوره فتح برای گشایش کار
سوره حشر برای آرامش در زندگی
سوره کهف برای بیدار شدن
سوره حجرات برای زیاد شدن مال
سوره حدید برای محکم شدن و آرامش بدن
سوره انبیا برای رها شدن از بند و گرفتاری
سوره مومنون برای به راه راست رفتن
سوره صف برای فتح و پیروزی
سوره اسرا برای شفای مریض و بهانه گیری
سوره یوسف برای عظمت و بزرگی


فاتحه: مانع خشم الله
یاسین: مانع تشنگی روز قیامت
واقعه: مانع فقر
دخان: مانع ترس روز قیامت
ملک: مانع عذاب قبر
کوثر: مانع خصومت
کافرون: مانع کفر وقت مرگ

#حرف_دل

در دنیایی زندگی می کنیم که خوبی کردن تاوان
دارد، بدی کردن احترام! پاک بودن تنهایی
می‌آورد، خیانت کردن کلاس! مرد بودن درد دارد
ولی‌نامرد بودن کیف، همه‌ما روزهایی از گذشتـه
دور را از دست داده ایم، هنوز هم آن‌ها را
زندگی نکرده‌ایم و "کاش" این اتفاق بیفتد که‌‌به
دیروزمان برگردیم...
aloneraha@

نوکرای امام حسین این شعر رو بخونن حالشو ببرن

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
بی نهایت خسته و افسرده ام/
تا میان گور رفتم دل گرفت/
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
روی من خروارها از خاک بود/
وای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بود/
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
زان میان یک تن خریدارم نشد/
نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
ترس بود و وحشت و دلواپسی/
ناله می کردم ولیکن بی جواب/
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/
آمدند از راه نزدم دو ملک/
تیره شد در پیش چشمانم فلک/
یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/
لرزه بر اندام من افتاده بود/
هر چه کردم سعی تا گویم جواب/
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/
از سکوتم آن دو گشته خشمگین/
رفت بالا گرزهای آتشین/
قبر من پر گشته بود از نار و دود/
بار دیگر با غضب پرسش نمود:
ای گنه کار سیه دل، بسته پر/
نام اربابان خود یک یک ببر/
گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/
گوش گویا نامشان نشنیده بود/
نامهای خوبشان از یاد رفت/
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/
چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
در میان عمر خود کن جستجو/
کارهای نیک و زشتت را بگو/
هر چه می کردم به اعمالم نگاه/
کوله بارم بود مملو از گناه/
کارهای زشت من بسیار بود/
بر زبان آوردنش دشوار بود/
چاره ای جز لب فرو بستن نبود/
گرز آتش بر سرم آمد فرود/
عمق جانم از حرارت آب شد/
روحم از فرط الم بی تاب شد/
چون ملائک نا امید از من شدند/
حرف آخر را چنین با من زدند:
عمر خود را ای جوان کردی تباه/
نامه اعمال تو باشد سیاه/
ما که ماموران حق داوریم/
پس تو را سوی جهنم می بریم/
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/
دست و پایم بسته در زنجیر بود/
نا امید از هرکجا و دل فکار/
می کشیدندم به خِفّت سوی نار/
ناگهان الطاف حق آغاز شد/
از جنان درهای رحمت باز شد/
مردی آمد از تبار آسمان/
دیگران چون نجم و او چون کهکشان/
صورتش خورشید بود و غرق نور/
جام چشمانش پر از خمر طهور/
چشمهایش زندگانی می سرود/
درد را از قلب انسان می زدود/
بر سر خود شال سبزی بسته بود/
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود/
کِی به زیبائی او گل می رسید/
پیش او یوسف خجالت می کشید/
دو ملک سر را به زیر انداختند/
بال خود را فرش راهش ساختند/
غرق حیرت داشتند این زمزمه/
آمده اینجا حسین فاطمه؟!
صاحب روز قیامت آمده/
گوئیا بهر شفاعت آمده/
سوی من آمد مرا شرمنده کرد/
مهربانانه به رویم خنده کرد/
گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)/
من کجا و دیدن روی حسین (ع)/
گفت: آزادش کنید این بنده را/
خانه آبادش کنید این بنده را/
اینکه این جا این چنین تنها شده/
کام او با تربت من وا شده/
مادرش او را به عشقم زاده است/
گریه کرده بعد شیرش داده است/
خویش را در سوز عشقم آب کرد/
عکس من را بر دل خود قاب کرد/
بارها بر من محبت کرده است/
سینه اش را وقف هیئت کرده است/
سینه چاک آل زهرا بوده است/
چای ریز مجلس ما بوده است/

اسم من راز و نیازش بوده است/
تربتم مهر نمازش بوده است/
پرچم من را به دوشش می کشید/
پا برهنه در عزایم می دوید/
بهر عباسم به تن کرده کفن/
روز تاسوعا شده سقای من/
اقتدا بر خواهرم زینب نمود/
گاه میشد صورتش بهرم کبود/
تا به دنیا بود از من دم زده/
او غذای روضه ام را هم زده/
قلب او از حب ما لبریز بود/
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود/

با ادب در مجلس ما می نشست/
قلب او با روضه ی من می شکست/
حرمت ما را به دنیا پاس داشت/
ارتباطی تنگ با عباس داشت/
اشک او با نام من می شد روان/
گریه در روضه نمی دادش امان/
بارها لعن امیه کرده است/
خویش را نذر رقیه کرده است/
گریه کرده چون برای اکبرم/
با خود او را نزد زهرا (س) می برم/
هرچه باشد او برایم بنده است/
او بسوزد، صاحبش شرمنده است/

در مرامم نیست او تنها شود/
باعث خوشحالی اعدا شود/
گرچه در ظاهر گنه کار است و بد/
قلب او بوی محبت میدهد/
سختی جان کندن و هول جواب/
بس بود بهرش به عنوان عقاب/
در قیامت عطر و بویش می دهم/
پیش مردم آبرویش می دهم/
آری آری، هرکه پا بست من است/
نامه ی اعمال او دست من است/
1 2 3 4 5 6 7 ...
تعداد کل صفحات: 39